پرسشنامه اعتماد به نفس روزنبرگپرسشنامه مقیاس اعتماد به نفس روزنبرگمقیاس عزت نفس روزنبرگ (۱۹۶۵)، عزت نفس کلی و ارزش شخصی را اندازه می­گیرد. این مقیاس شامل ۱۰ عبارت کلی است که میزان رضایت از زندگی و داشتن احساس خوب در مورد خود را می­سنجد  . به نظر بورنت و رایت (۲۰۰۲) مقیاس عزت نفس روزنبرگ (SES) یکی از رایج­ترین مقیاس­های اندازه­گیری عزت نفس بوده و مقیاس معتبری در نظر گرفته می­شود زیرا برای عزت نفس از مفهومی مشابه با مفهوم ارائه شده در نظریه­های روان­شناختی درباره «خود» استفاده می­کند. SES  به منظور ارائه یک تصویر کلی از نگرش­های مثبت و منفی درباره خود به وجود آمده است (روزنبرگ، ۱۹۷۹ به نقل از بورنت و رایت، ۲۰۰۲).

متن سخنرانی جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان

متن سخنرانی جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان

متن سخنرانی جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان

متن-سخنرانی-جامعـه-آنومیـک-و-بحـران-هویت-جوانـانانـجـمـن حـمـایـت و یـاری آسـیـب دیـدگـان اجـتـمـاعـی
احــیــا ارزشــهــا
خلاصه سخنرانی آقای دکتر پیران
موضـوع سخنرانـی : “جامعـه آنومیـک و بحـران هویت جوانـان”
این سخنرانی مبتنی بر یافته های پژوهشی که بر روی ۲۱۰ نوجوان و جوان انجام گرفته، تنظیم شده است.
مفاهیم“جامعه آنومیک” و“هویت” هر دو مفهوم از مفاهیم مناقشه برانگیز علوم اجتماعی به خصوص روان شناسی است. در ابتدا لازم است خلاصه ای از سیر تاریخی این دو مفهوم بیان گردد.
آنومی چیست؟ آنومیا در یونان باستان به معنای فاقد قانون ( ناعادلانه)، بی اخلاقی( غیرقابل ارزشیابی با اخلاق) به کار برده شده است. در تعابیر مختلفی که از این مفهوم شده نوعی اغتشاش و بی نظمی است که بالاخره نمی توان پی برد که بار مثبت دارد یا بار منفی. زیرا گرچه در بیشتر متون منفی به کار می رود ولی جاهایی نشان دهنده یک جریان ساخت شکنانه است، مثل اینکه یک سنتی را می شکند، یک بندی را پاره می کند و یا قیدی را آزاد می کند که نهایتا برداشتی مثبت است. رد پای آنومی را در متون ایرانی نیز می توانیم به خوبی پیدا کنیم، خصوصا در عرفان. در قرن شانزدهم و هفدهم در یونان و روم به معنی بی اعتنایی به قانون ازلی و بی توجهی به قانون الهی تعبیر شده است. ژان ماری گویو از آن به معنای مثبت استفاده می‌کند و معتقد است از یک نظر یک “ضداجتماعی”، به آینده ایده آل توجه دارد. ولی دورکهایم جامعه شناس فرانسوی در نقد نظریه ژان گویو به آن معنای منفی می دهد. در دو کتاب او تقسیم کار در جامعه (۱۸۹۳) و سپس کتاب خودکشی (۱۸۹۷) رد پای این واژه را می بینیم، که در برگیرنده حالت یا صفتی است که در آن مجموعه ای از قواعد حاکم بر کارکردهای اجتماعی مفقود شده است. به نظر دورکهایم علت اصلی وقوع حالت آنومیک، سرعت شتابان صنعتی شدن است. منافع متضاد طبقات و گروه های اجتماعی، زمانی برای رسیدن به تعادل ندارد و هیچ کس جای خودش نیست. دروکهایم اشاره می کند که شهری شدن باعث می شود نیازهای کارکردن افزایش پیدا کند، ولی شرایط تشفی این نیازها وجود ندارد. او در مورد ازدیاد خودکشی در چنین حالتی می گوید، آنومی حالت و وضعیتی از محیط اجتماعی است که بر اساس کارکرد این محیط اجتماعی نرخ خودکشی افزایش پیدا می کند. این اوضاع و شرایط گویای بهم ریختن قواعد تنظیم کننده جامعه است. این مفاهیم اشاره دارد به این که جامعه دارای قواعد تنظیم کننده است، بعد از طی یک دوره بحرانی به تعادل می رسد و تعادل را باز تولید می کند. وی از دو نوع آنومی اقتصادی و آنومی خانواده سخن می گوید. وی می گوید آنومی اقتصادی حاکی از فروپاشی چارچوب ارزشهای پذیرفته شده ای است که چشم داشت ها را به ثبات می گرایاند. یعنی جامعه قواعدی دارد که چشم داشت های آدمی را تنظیم می کند. وی در مورد آنومی اقتصادی می گوید: شرایطی است که آرزوهای بی پایان به هر قیمت تجویز می گردد و برای آنها هیچ توجیه عقلانی ارزشی یا دلایلی مبتنی بر توانمندی نمی توان ارائه کرد. شرایطی که در نبود قاعده خود قاعده مند شده است و آدمیان قربانیان شرایطی هستند که در تب و تاب به کف آوردن آروزهای بی پایان در رنج جانکاه و دائمی به سر می برند. اما آنومی خانواده، مربوط است به روابط زناشویی و خانوادگی. زن و شوهر و خانواده در چارچوب تعریف شده قرار نمی گیرند و احساسات کنترل ناشده، رها می گردند. چون این چارچوب دیگر پاسخ احساسات و عواطف تشدید شده و آرزوهای گسترش یافته را نمی دهد. لذا باید پاره شود. بشکند و فرو بریزد. دورکهایم می گوید طلاق علت قدرتمند این نوع آنومی است.
مرتن جامعه شناس دیگر آنومی را ناشی از فروپاشی ساختار فرهنگی می داند و معتقد است زمانی این نوع آنومی رخ می دهد که تمایز مادی بین ارزشها و اهداف فرهنگی به وجود بیاید. وی از چهار شیوه انطباق با شرایط آنومیک صحبت می کند.
۱٫ شیوه همسازی و همرنگی: که ایرانی ها در این زمینه خیلی قوی هستند، زیرا چاره ای نداشته اند. در یونان قدیم وقتی که طراحی شهری می شود، نشست گاههایی را برای شهروندان تعبیه می نمایند تا شهروندان در این مکان ها بتوانند با یکدیگر تبادل فکر کنند. ولی در ایران چنین مفهومی بنام شهرسازی یا طراحی شهری وجود ندارد. در متن های قدیمی ایران به کلمه شهرساز بر نمی خوریم ولی معمار داریم، که امروز نیز شهرسازی ما زیر سیطره معماران است. در همسازی و همرنگی هم هدف های فرهنگی وجود دارد و هم وسایل نمادی شده.
۲٫ شیوه دیگر انطباق، نوآوری است که این روزها نوآوری در بزهکاری رایج شده است.
مثلا می گوید هدف فرهنگی وجود دارد، ولی نمی خواهد از وسایل نهادینه شده برای کسب آن استفاده نماید و از روش ها و راه های خلاف برای طی مدارج استفاده می نماید.
۳٫ شیوه دیگر انطباق، مقررات گرایی است: قائل بودن به یک اصالت شکلی، مانند بروکرات هایی که فقط به تبصره و قانون فکر می کنند و نمی گذارند کار پیش برود.
۴٫ شیوه دیگر انطباق، انقلابی گری و شورشگری است. در اینجا می تواند هم هدف های مثبت هم منفی وجود داشته باشند.و در اینجا او می خواهد یک سری وسایل نمادی شده جدید و یا یک سری وسایل نمادی شده موجود را تعریف کند. بنابراین یک سری را منفی نقد می کند و یک سری را تأیید و خلق می نماید.
مطالعه کجروی و جرم و تبهکاری: کم کم آنومی به معنای یک ویژگی شخصیتی به کار می رود و جنبه سایکولوژیک پیدا می کند که با مفهوم از خود بیگانگی یکسان می شود و بعد مقیاس سنجش از خود بیگانگی رایج می شود و از اینجا به بعد مفهوم آنومی بین جامعه شناس و روان شناس در نوسان است.
دکتر پیران در ادامه بحث تعریفی از هویت ارائه می نماید:
هویت: از کلمه Idendity لاتین سرچشمه گرفته که به معنای همانی و تداوم است. به عبارتی پایداری و تداوم در حین دگرگونی و وحدت در عین کثرت است. هم به وضعیت و شرایط و هم ایستار و برداشت و هم باور ارتباط دارد.
اما هویت در عرصه جدید در غرب با مفهوم فردگرایی رابطه دارد. آدم هایی که دچار سرگشتگی شده اند و به ذره تبدیل شده اند. جامعه ای که آدم ها را به اتم تبدیل کرده، این سئوال مطرح است که واقعا هر کسی کیست؟ در تحلیل هویت دوجریان به چشم می خورد. یکی نظریه سایکودینامیک(پویایی روانی)ودیگری تحلیل جامعه شناختی.
بحث پویایی روانی، بر پایه نظرات فروید قرار دارد که، بعد نظریه همسان سازی است که کودک خود را با اشیاء خارجی یا با والدین و یا شخصی خارجی همسان می کند، “همانندسازی” می کند.
به نظر او سوپر ایگو ( Super Ego)، والدین هستند که در همانندسازی کودک ظاهر می شوند و از آن طریق او یک هویت برای خود تعیین می کند و دائما این هویت را تقویت می کند و تغییر می دهد. بالاخره در یک دوره ای کم کم شکلی برای این هویت پیدا می کند. در نظریه سایکودینامیک، ساخت روانی دارای هسته مرکزی است که با هویت پایدار یا متداوم است، اگرچه حاکی تناقض بوده ولی مشخص می شود. یعنی یک چارچوب تعریف شده که در آن این نوسانات می تواند اتفاق بیافتد.

دانلود فایل